تبليغاتX

حمايت مردمي از دکتر احمدي نژاد صبح
پایگاه اطلاع رسانی نشریه دانشجویی صبح

ويژگي‌هاي ظهور منجي در بيانات رهبر معظم انقلاب؛

قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمايش وارد مى‌شوند و سربلند بيرون مى‌آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(عج) روزبه‌روز نزديكتر مى‌شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‌ى شعبان، روز عيد بزرگ است.

به گزارش فارس، رهبر معظم انقلاب اسلامي در برخي از بيانات خويش در سالروز ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) به تبيين معاني انتظار پرداخته‌اند و منتظر حقيقي را تعريف كرده‌اند، گزيده‌اي از اين بيانات به اين شرح است:
*حقيقت انتظار:
انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطه‌ى مقابل آن چيزى است كه دشمن مى‌خواهد به وجود بياورد.
ما آن وقتى مى‌توانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. اولين قدم براى حاكميت اسلام و براى نزديك شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسيله‌ى ملت ايران برداشته شده است؛ و آن، ايجاد حاكميت قرآن است.
(در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد حضرت مهدى (عج) 1376/9/25)
*با مردم زندگي مي‌كند:  
حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى مي‌كند؛ مردم را مى‌بيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس مي‌كند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى مي‌كند. اين، خصوصيت عقيده‌ى ما شيعيان است.
(سخنرانى در سالروز ميلاد امام عصر(عج)1369/12/11)
*دنياي دوران امام زمان سرشار از راستي و معرفت:
دنياى سرشار از عدالت و پاكى و راستى و معرفت و محبت، دنياى دوران امام زمان است كه زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است. زندگى حقيقى انسان در اين عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است كه خدا مى‌داند بشر در آنجا به چه عظمتهايى نايل خواهد شد.
( خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 1379/1/26)
* سربازى منجي بزرگ احتياج به خودسازي دارد:  
انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم.. سربازى منجى بزرگى كه مى‌خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين‌المللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بينى دارد... ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفه‌اى نداريم؛ نه، بعكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‌گيرى نيست. ...امروز اگر ما مى‌بينيم در هر نقطه‌ى دنيا ظلم و بى‌عدالتى و تبعيض و زورگويى وجود دارد، اينها همان چيزهايى است كه امام زمان براى مبارزه با آنها مى‌آيد. اگر ما سرباز امام زمانيم، بايد خود را براى مبارزه با اينها آماده كنيم.
*بزرگترين وظيفه‌ى منتظران:
بزرگترين وظيفه‌ى منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مى‌كردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آماده‌ى دفاع از ارزشها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشته‌ى اسلام است، مى‌تواند ادعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مى‌بازند و زانوانشان سست مى‌شود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آنها را به خطر مى‌اندازد، انجام دهند؛ اينها چطور مى‌توانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‌هاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.
*يك حكومت صددرصد مردمى:
حكومت آينده‌ى حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك حكومت مردمى به تمام معناست... امام زمان، تنها دنيا را پر از عدل و داد نمى‌كند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مى‌دهد
(در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 1381/7/30 )
* انتخابات شما را امام زمان ديد:
امام زمان ناظر است و مى‌بيند. انتخابات شما را امام زمان ديد؛ اعتكاف شما را امام زمان ديد؛ تلاش شما جوان‌ها را براى آذين‌بندى نيمه‌ى شعبان، امام زمان ديد؛ حضور شما زن و مرد را در ميدان‌هاى گوناگون، امام زمان ديده است و مى‌بيند؛ حركت دولتمردان ما را در ميدان‌هاى مختلف، امام زمان مى‌بيند و امام زمان از هر آنچه كه نشانه‌ى مسلمانى و نشانه‌ى عزم راسخ ايمانى در آن هست و از ما سر مى‌زند، خرسند مى‌شود. اگر خداى نكرده عكس اين عمل بكنيم، امام زمان را ناخرسند مى‌كنيم. ببينيد، چه عامل بزرگى است.
(ديدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نيمه‌ى شعبان1384/6/29)
*اين معنى انتظار فرج است:
معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، اين است كه مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهل‌بيت(عليهم السلام) وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر ميشناسد... امام زمان (عليه الصلاة و السلام) براى اينكه فرج براى همه‌ى بشريت به وجود بياورد، ظهور ميكند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعه‌ى بشريت را نجات بدهد؛ بلكه تاريخ آينده‌ى بشر را نجات بدهد. انتظار فرج يعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانيت حاكم شده است. اين معنى انتظار فرج است.
*قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‌شوند:
قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحت‌طلبى و عافيت نيست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدان‌هاى مجاهدت، انسان‌هاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمايش وارد مى‌شوند و سربلند بيرون مى‌آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزديكتر مى‌شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‌ى شعبان، روز عيد بزرگ است.
(سخنرانى در اجتماع بزرگ مردم قم، در سالروز ميلاد حضرت مهدى (عج) 70/11/30)


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 22:3  توسط صبح   | 

 

رحلت جانگداز مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله بهجت تسلیت باد.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:56  توسط صبح   | 

    

    بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید                                        گل تاب فشار در و دیوار ندارد

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:1  توسط صبح   | 

رييس جمهور با بيان اينكه در اجلاس ضدنژاد پرستي ژنو براي اولين بار اراده ملت ها و دولت هاي آزاده بر طراحي خبيث صهيونيست ها غلبه كرد و پيروز شد تصريح كرد: امروز بايد دست به دست هم و با محاكمه سران و جنايتكاران رژيم صهيونيستي سهمي مناسب در برپايي آينده درخشان بشريت ايفا كنيم.
دكتر محمود احمدي نژاد در اجلاس دادستان هاي كشورهاي اسلامي با تبيين پيروزي هاي كشورهاي اسلامي و ملت هاي آزاده و شكست فضاحت بار رژيم صهيونيستي در اجلاس ضد نژاد پرستي ژنو اظهار داشت: امروز مشخص شد كساني كه قادر نيستند امنيت يك اجلاس را در قلب اروپا تامين كنند نمي توانند براي جهان امنيت ايجاد كنند و سراسر جهان سرشار از ناامني است.
رييس جمهور با تاكيد بر اينكه محاكمه سران رژيم صهيونيستي و جنايتكاران جنگي با اتحاد كشورهاي اسلامي نزديك و زمينه ساز برپايي عدالت در سراسر جهان با حضور مصلح كل مي شود اظهار داشت : همگرايي مقامات قضايي دولت هاي اسلامي وحق طلب درباره تبادل مستندات و همكاري براي مجازات جنايتكاران علاوه بر اينكه موجب جلوگيري از ادامه جنايات مي شود گام مهمي در خصوص تقويت و تامين امنيت جهاني است.
دكتر محمود احمدي نژاد در اجلاس دادستان هاي كشورهاي اسلامي با تبيين پيروزي هاي كشورهاي اسلامي و ملت هاي آزاده و شكست فضاحت بار رژيم صهيونيستي در اجلاس ضد نژاد پرستي ژنو اظهار داشت: امروز مشخص شد كساني كه قادر نيستند امنيت يك اجلاس را در قلب اروپا تامين كنند نمي توانند براي جهان امنيت ايجاد كنند و سراسر جهان سرشار از ناامني است.
رييس جمهور با تاكيد بر اينكه اجلاس ضد نژاد پرستي ژنو به عنوان آينه اي حقيقت انديشه ليبراليسم و سرمايه داري و حقيقت رژيم صهيونيستي را به مدعيان حقوق بشر و دموكراسي نشان داده است گفت: 50 سال است با شعار آزادي بيان ، تحمل و تصامح جلو آمده اند اما تحمل ديدن مخالف خود را ندارند و معلوم شد شعارهاي دموكراسي و آزادي و تحمل و دورغ بزرگ تاريخي براي تحميل بر ملت ها است.
دكتر احمدي نژاد تصريح كرد:مدعيان ليبراليسم و آزادي بيان 50 سال است يكطرفه طلبكاري كرده و زبان دراز داشته و گوشي نداشته اند اما بايد بدانند اين دوران به پايان رسيده و تمام شده است.
رييس جمهور با بيان اينكه جامعه بشري حدود 400سال به لحاظ مديريت حاكم بر جهان به سمت قهقرا حركت كرده و سرشار از جنگ ها و جنايت ها و نابود كردن حقيقت انساني خاطر نشان كرد: فقط در يك قرن گذشته با شعار دموكراسي ليبرال و حقوق بشر بيش از يكصد ميليون انسان كشته شده است اما دوران سياه و تاريك حاكم بر تاريخ بشر به پايان رسيده است.
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه آينده روشن بشر نزديك است گفت: در آينده روشن بشريت ظلم ، تجاوز ، اشغال ، جنايت و انديشه سخيف صهيونيستي و نژاد پرستانه وجود ندارد.
رييس جمهور تاكيد كرد: امروز ملت ها بيدار شده اند و دوستي ، پاكي ، برادري و عدالت خواهي و رفع تبعيض و تجاوز مطالبه جهاني است و قدرت هاي زورگو و نژاد پرست با روش هاي بچه گانه و ابتدايي نمي توانند جلوي اين موج عظيم انساني را بگيرند.
دكتر احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به طراحي هاي پيچيده صهيونيست ها براي برگزاري اجلاس دوربان 2 در ژنو گفت : صهيونيست ها و حاميان رژيم صهيونيستي اجلاس ژنو را برپا كردند تا نژاد پرست بودن صهيونيست به عنوان مصوبه اجلاس دوربان 1 نقض و بدون سر وصدا به عنوان مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل اعلام شود اما با اعلام آمادگي جمهوري اسلامي ايران براي شركت در اجلاس ژنو متوجه شدند كه طراحي هاي آنها نقش بر آب شده است.
رييس جمهور با بيان اينكه صهيونيست ها به طور پنهان وآشكار زمينه تحقق اهداف صهيونيست به عنوان حزب سياسي بسيار پيچيده و خشن و ضد دين را فراهم مي كنند گفت: شوراي امنيت بدون آنكه مارك صهيونيست را داشته باشد با همه توان از صهيونيست ها حمايت مي كند و دبير كل سازمان ملل متحد در ژنو اعلام كرد ما عبارت رژيم صهيونيستي معادل نژاد پرستي را در جلسات مقدماتي حذف كرده ايم و شما هم سخنراني معمولي داشته باشيد .
رييس جمهور با اشاره به اقدامات علني رژيم صهيونيستي در اجلاس ضد نژاد پرستي ژنو نيز اظهار داشت: در جلسه عمومي سازمان ملل متحد اجازه دادند عده اي از كنترل هاي متعدد عبور كنند و در اجلاس عليه سخنراني يك عضو قطعي سازمان ملل اخلال كنند تا اجلاس به هم بخورد و اصلا كسي راجع به نژاد پرست بودن رژي صهيونيستي صحبت نكند.
دكتر احمدي نژاد خاطر نشان كرد : طراحي پنهان رژيم صهيونيستي اين بود تا كساني كه سنگين ترين تعويض نژاد را انجام مي دهند در ژنو مدعي مبارزه با نژاد پرستي معرفي شوند .
رييس جمهور تصريح كرد: هر دو مديريت آشكار و پنهان رژيم صهيونيستي در اجلاس دوربان 2 در ژنو با شكست فضاحت بار مواجه شد.
دكتر احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود با تاكيد براينكه براي محكوم كردن رژيم سفاك و اشغالگر صهيونيستي بايد از همه ظرفيت ها استفاده كرد گفت: تبيين نجانايت رژيم صهيونيستي، تدوين قانون پيگيري جنايات جنگي، تشكيل دادگاه بين المللي در سازمان ملل متحد و همكاري براي دستگيري و محاكمه جنايتكاران صهيونيست از جمله اقداماتي است كه از ادامه جنايات رژيم صهيونيستي جلوگيري مي كند.
رييس جمهور با بيان اينكه سران رژيم صهيونيستي بايد در برابر جنايات خود پاسخگو باشند گفت: امروز سكوت دولت ها در قبال جنايات صهيونيست ها شكسته شده است و روزي فرا مي رسد كه جنايتكاران صهيونيست در دادگاه هاي صالحه و برخاسته از وجدان ملت ها محاكمه شوند.
دكتراحمدي نژاد در ادامه سخنان خود با اشاره به جنايات رژيم صهيونيستي در دوره هاي مختلف از جمله قانا ، غزه ، جنگ شش روزه و ترور رهبران مقاومت گفت: جنايات ارتكابي رژيم صهيونيستي در غزه تحت عنوان دفاع مشروع از دردناك ترين جنايات و شگفتي هاي تاريخ است تاكيد كرد: تظاهرات گسترده مردم جهان و نمايش خونبار مردم غزه نه تنها بر قدرت رژيم صهيونيستي نيفزود بلكه مورد بي آبرويي رژيم صهيونيستي و سازمان ها و قدرت هاي حامي اين رژيم شد.
رييس جمهور با تاكيد بر اينكه رفتار دوگانه مهمترين عامل رواج و گسترش تروريسم است گفت: تعارض و دوگانگي آشكار در حاميان صهيونيسم وجود دارد زيرا از سويي رعايت حقوق بشر و آزادي و دموكراسي را فرياد مي زنند اما از سويي ديگر حمايت از رژيم غاصب و جبار صهيونيستي را در گسترده ترين شكل ممكن انجام مي دهند.
رييس جمهور خاطر نشان كرد: اگر شوراي امنيت سازمان ملل مسوول صلح و امنيت جامعه بشري است؛ آيا كشتار مردم غزه نمي تواند موجب تصميم الزام آور و قهري عليه رژيم صهيونيستي باشد.
دكتر احمدي نژاد تاكيد كرد: بايد به وضعيت تاسف بار بي كيفري جنايات بين المللي در جهان پايان داد.

متن كامل سخنراني رييس جمهور در اجلاس دادستان هاي كشورهاي اسلامي




بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين
اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه

حضور شما ميهمانان گرامي ، روساي قوه قضائيه ، دادستانها ، وزراي دادگستري ، قضات ، حقوقدانان بين المللي و انديشمندان كشورهاي مختلف و همه حضار ارجمند را گرامي مي دارم و براي شهداي اسلام خصوصاً شهداي غزه كه با ايستادگي و رشادت موجب شكست خفت بار رژيم صهيونيستي شدند طلب رحمت و مغفرت مي نمايم .
موجب افتخار است كه جمعي بزرگ از فرهيختگان عدل گستر در سومين اجلاس بين المللي دادستانها و مسئولين عالي قضايي گردهم آمده اند تا با بررسي يكي از فجيع ترين رويدادهاي جامعه بشري و با همفكري و تصميم و تلاش خود به وضعيت تاسف بار بي كيفري جنايات بين المللي پايان دهند .
با افتخار به استحضار مي رسانم كه وحدت سياسي ، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام از اركان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است و بند 16 اصل سوم قانون اساسي «حمايت بي دريغ از مستضعفان جهان» را از اهداف روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران مي داند .

ميهمانان ارجمند ، خواهران و برادران گرامي ؛

اجلاس بسيار مهم شما كه مورد حمايت حقوقدانان ، قضات و انديشمندان آزاده ساير كشورها نيز هست اين بار تعقيب جنايات جنگي و نسل كشي در غزه را در دستور كار قرار داده است . جنايات ارتكابي در غزه و فلسطين اشغالي دردناك ترين جنايات بين المللي دهه هاي اخير بوده است . چرا كه جنايات فجيع بين المللي سابق به نوعي با واكنش هاي تنبيهي گوناگون مواجه شده است . مثلا جنايات جنگ دوم جهاني از سوي فاتحين و جنايات ارتكابي در يوگسلاوي و رواندا از سوي شوراي امنيت مورد مواخذه قرار گرفت. اما جنايات صهيونيستها در قلمرو فلسطين اشغالي با سكوت عمدي ساز و كارهاي قضايي و سياسي نظام سلطه همراه شده است . در اين شرايط آيا نبايد قضات و حقوقدانان آزاده و مستقل جهان خود به چاره انديشي بپردازند؟
انگيزه برگزاري اين نشست، انديشه والايي است كه در ذهن يكايك ما به عنوان كساني كه دل در گرو عدالت دارند موج مي زند . در واقع بي عدالتي و ظلم مضاعفي كه در قضيه فلسطين وجود دارد روح هر انسان متعهدي را مي آزارد . انكار حقوق حقه مردم فلسطين در طول 60 سال گذشته مساله اي نيست كه بتوان به سادگي از آن گذشت .
جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي منحصر به محاصره و كشتار اخير مردم بي دفاع غزه نيست و پرونده سياه اين رژيم غاصب مملو از موارد نقض حقوق بشر و مقررات بين الملي و سرشار از جنايات خونين و ددمنشانه است . به طوري كه كارنامه آن را به مجموعه اي كامل از همه انواع جنايات و تعرضات و تعديات ضد قانوني و ضد بشري مبدل كرده است . مواردي چون كشتار بيش از 250 نفر از اهالي دير ياسين ، منطقه غرب بيت المقدس در سال 1948 كه نيمي از آنان زن و كودك بودند ، كشتار حدود 50 نفر از ساكنان غير نظامي روستاي كَفرقاسم در سال 1956 به اين دليل كه منازل خود را براي تسليم به اشغالگران ترك نكردند ، كشتار صبرا و شتيلا در سال 1982 با همدستي فالانژها و قتل حدود 3500 نفر از مردم بيگناه فلسطين ، جنايات سالهاي 1996 و 2006 در قانا(جنوب لبنان) و كشتار صدها غير نظامي از جمله زنان و كودكان بي دفاع ، تجاوز به كشورهاي مصر ، سوريه ، لبنان و عراق و اردن در جنگهاي موسوم به جنگ استقلال در سال 1948 ، شروع جنگ تجاوزكارانه شش روزه ، اشغال صحراي سينا و بلنديهاي جولان در سال 1967 و حمله به لبنان در دهه 1980 و سال 2006 و جنايات ارتكابي فراوان عليه مردم بي دفاع در اين مناطق ، حمله به تاسيسات نيروگاهي اوسيراك در سال 1981 ( عراق) ، تهاجم به مصر در سال 1965 با حمايت قدرتهاي بزرگ ، ناديده گرفتن قطعنامه هاي 1397 ، 1402 و 1403 شوراي امنيت در خصوص تشكيل دولت مستقل فلسطيني و خروج رژيم صهيونيستي از مناطق اشغالي و آواره كردن ميليونها فلسطيني براي دهها سال تنها نمونه هايي از وحشي گري اين رژيم نا مشروع است.

جنايات رژيم صهيونيستي در برابر مقاومت مشروع و مردمي فلسطين نيز فصل مهمي از كارنامه سياه و ضدبشري آن است. حمله به مردم بي دفاع در عمليات مختلفي چون «راه حل نهايي»، «خشم خدا»،«باران تابستان» ، «سرب گداخته» و استفاده از سازمان جاسوسي موساد براي تشكيل جوخه هاي ترور و كشتار رهبران سياسي مقاومت در لبنان و فلسطين از جمله شهيد سيد عباس موسوي ، شهيد فتحي شقاقي، شهيد عماد مغنيه، شهيد شيخ احمد ياسين، شهيد دكتر رنتيسي و دهها نفر ديگر از فعالان مقاومت، محاصره و كشتار دسته جمعي مردم فلسطين در نوار غزه و پاكسازي قومي در مناطق اشغالي از ديگر جنايات اين رژيم است.
برخورداري از زرادخانه گسترده هسته اي و عدم امكان بازرسي ناظران بين المللي از تأسيسات هسته اي اين رژيم ، في نفسه اقدامي در جهت تهديد صلح و امنيت بين المللي است.
پس از حوادث جنگ جهاني دوم جامعه بين المللي با نگاهي امنيتي و صلح مدار مبادرت به تأسيس سازمان ملل متحد نمود. اما ثمره اين سازمان چيزي جز سكوت و چشم پوشي در مقابل هرگونه خشونت و كشتار و جنايت عليه مردم مظلوم فلسطين نبوده است. مصوبات شوراي امنيت و مجمع عمومي در مورد تأسيس رژيم غاصب صهيونيستي و بي تفاوتي آشكار به خواست و اراده مردم فلسطين به عنوان صاحبان اصلي اين سرزمين، از عدم درك صحيح هويت و تاريخ اين مردم و حمايت آگاهانه از جنايات رژيم اشغالگر حكايت مي كند و در كمال تأسف از سال 1948 تاكنون، جهان پيوسته شاهد مهاجرت بي رويه افرادي است كه هيچ گونه علقه فرهنگي، جغرافيايي، قومي، ملي و تاريخي با سرزمين فلسطين نداشته و ندارند.
مطالعه سير تحولات فلسطين از آغاز تاكنون نشان مي دهد كه وضعيت موجود در سرزمين هاي اشغالي نتيجه يك طرح استعماري براي تسلط بر منابع انرژي و ايجاد توازن قدرت بوده است كه توسط دولتهاي استكباري به اجرا درآمده است. درگير نمودن ملل منطقه در فرايندي فرسايشي و تهديد و مذاكره و ايجاد تفرقه در منطقه و بين گروههاي فلسطيني، حربه استعمار براي بازداشتن ملت هاي منطقه از پيشرفت مادي و معنوي است.
تعارض و دوگانگي آشكاري در رويه و عملكرد دولتهاي حامي صهيونيسم مشهود است. از يك سو گفتمان ظاهري غالب آنان در سطح ملي و بين المللي، رعايت حقوق بشر، آزادي، رفاه، صلح و دموكراسي است و از سوي ديگر با توسل به شيوه هاي سياسي و امنيتي و به كارگيري دستگاههاي وسيع اطلاعاتي و امكانات مادي و معنوي، رژيم غاصب و جبار صهيونيستي را كه هيچ منطقي جز خشونت و انسان كشي ندارد در گسترده ترين شكل ممكن ياري مي رسانند. اين شيوه عمل آنان، سوالاتي جدي و اساسي را به ذهن هر انسان آگاه و عدالت خواه متبادر مي سازد.

اگر حقوق بشر جهاني غيرقابل سلب و غيرقابل انتقال است و تمام انسانها فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و جنس، مستحق برخورداري از آن هستند ، آيا مردم فلسطين، انسان و مستحق برخورداري از حقوق بشر نيستند؟
اگر حق تعيين سرنوشت مستمسك مداخله دولتهاي غربي در نقاط گوناگون جهان است آيا مردم فلسطين داراي حق تعيين سرنوشت نبوده و نيازمند حمايت نمي باشند؟
اگر مجامع بين المللي معتقد به تعهد همه كشورها به حمايت از حقوقي چون حق حيات، حق توسعه و رهايي از گرسنگي هستند چرا محاصره طولاني مدت مردم غزه هيچ حسي را در آنها بر نمي انگيزد؟
اگر شوراي امنيت مسئول احراز نقض و تهديد صلح و امنيت بشري است آيا كشتار مردم غزه كه بيش از 80 درصد آنان را غيرنظاميان تشكيل داده اند نمي تواند موجب اتخاذ يك تصميم جمعي الزام آور و قهري، از سوي شوراي امنيت عليه رژيم صهيونيستي باشد؟

آيا سازمان ملل متحد با تمام اركان و امكانات خود آنقدر ناتوان است كه قادر به اتخاذ تصميم فوري و الزام آور براي شكستن محاصره يك منطقه كوچك به مساحت 360 كيلومتر مربع نيست؟ چگونه است كه حمله يك جانبه و خارج از ترتيبات منشور ملل متحد به كشورها به بهانه خلع سلاح يا مبارزه با تروريسم مجاز و مشروع است ولي اراده اي براي شكستن محاصره مردم مظلوم غزه وجود ندارد؟
با كمال تأسف جهان شاهد اين تعارض در رفتار مدعيان دروغين حقوق بشر و دمكراسي است. استفاده از حقوق بشر و آزادي و صلح به عنوان ابزار چانه زني سياسي از سوي قدرتهاي مدعي، مانع تصميم گيري در جهت نجات مردم مظلوم فلسطين است و رفتارهاي متناقض و دوگانه آنان مهمترين عامل رواج خشونت و تروريسم در نقاط مختلف جهان است.
آنچه در محاصره طولاني و جنگ 22 روزه در غزه گذشت، آزموني براي جامعه بين المللي بود. البته از اربابان قدرت و سردمداران نظام سرمايه داري، انتظاري بر حمايت از حق طلبي مردم مظلوم غزه وجود ندارد. مردم غزه در يك انتخابات قانوني و مورد تأييد ناظران بين المللي، دولت حماس را انتخاب نمودند اما به لحاظ پيروي اين دولت از خط مشي مقاومت و اعتقاد و پايبندي او به مباني و اصول و منافع ملت فلسطيني، رژيم جعلي صهيونيست و حاميانش به بهانه هاي مختلف در صدد تضعيف . براندازي او برآمدند. رژيم اشغالگر قدس در مدت حدود دو سال محاصره همه جانبه غزه، ابتدايي ترين و اساسي ترين حقوق مردم را سلب و آن منطقه را به «زنداني بزرگ» تبديل نمود، در كنار آن به طور متناوب به ترور رهبران گروه هاي فلسطيني مبادرت كرد و به كرات به اعدامهاي فراقانوني توسل جست.

آنچه بر مردم غزه گذشت از بسياري جهات در تاريخ بي سابقه است. اشغال سرزمين ديگران و سلب كليه امكانات زندگي و محاصره طولاني و سپس حمله يك جانبه و همه جانبه و كشتار هدفمند با توسل به مفاهيمي چون دفاع مشروع ، از شگفتي هاي تاريخ است!! كدام عقل سليم مي پذيرد كه متجاوز، خانه اي را اشغال كند و با اهالي خانه همچون بردگان رفتار كند و سپس آنها را با استناد به دفاع از خود به قتل برساند يا آواره نمايد؟
در كدام قانون و منطق حقوقي افرادي كه براي بازپس گيري سرزمينشان مقاومت مي كنند تروريست شناخته مي شوند؟
وقايع غزه آزموني براي وجدانهاي بيدار و دلهاي آكنده از عطوفت الهي است. شياطين و حاميان و تابعان آنها نسبتي با انسانيت ندارند و در جهل عميق خود غوطه ورند اما مردمان آگاه و بيدار در سراسر جهان نداي مظلوميت مردم غزه را دريافته اند و پيام عميق انساني آنها را به گوش جان شنيده اند. تظاهرات گسترده ملتها در سراسر جهان و انعكاس روزانه اخبار از طريق رسانه هاي جمعي و نمايش چهره خونبار غزه نه تنها بر قدرت رژيم صهيونيستي نيفزود، بلكه باعث رسوايي اين رژيم و تشكيلات بين المللي حامي آن شد. ما و همه انسانهاي هوادار حق و عدالت همچنان با همه توش و توان از مردم مظلوم غزه حمايت و دفاع مي كنيم و به اين كار خود افتخار خواهيم كرد.
امروزه ديگر سكوت دولت ها در قبال جنايات صهيونيست ها شكسته است. اقدامات دول مختلف در انجام تحقيقات قضايي در مورد جنايات نظاميان صهيونيست در نواز غزه زنگ خطر را براي سران و مقامات اين رژيم جنايتكار به صدا درآورده است و ديگر مصونيتي براي آنها وجود ندارد. يقين داريم روزي فرا مي رسد كه جنايتكاران صهيونيست در دادگاههاي صالح برخاسته از وجدانهاي بيدار ملت ها محاكمه و مجازات مي شوند.

دوستان و همكاران

ترديدي نيست كه همفكري و همگرايي مقامات قضايي دولت هاي اسلامي و ساير دولت هاي حق طلب و مسئول در زمينه تبادل اطلاعات و مستندات ، همكاري آنان در خصوص تعقيب و محاكمه و مجازات اين جنايتكاران، علاوه بر آن كه به عنوان يك عامل بازدارنده قوي، مانع تكرار جنايات مي گردد، گام مهمي در راستاي عمل به تعهد اين دولت ها در تقويت و ارتقاي امنيت جهاني خواهد بود. نقض حقوق بنيادين ملت فلسطين و به ويژه مردم غزه و كشتار گسترده غيرنظاميان و تخريب اموال آنان و محروم نمودن از حقوقي چون حق حيات، حق رهايي از تبعيض و شكنجه، حق ترك كشور و بازگشت به آن، حق برخورداري از محاكمه عادلانه، حق تعيين سرنوشت و ساير حقوق بنيادين بشر، مقوله اي صرفاً عربي و اسلامي نيست بلكه مساله اي مربوط به بشريت و انسانيت است و سران رژيم نامشروع صهيونيستي مي بايست در قبال جنايات وحشيانه خود پاسخگوي وجدان جريحه دار شده بشريت باشند و هر دولتي در هر منطقه جغرافيايي حق اتخاذ تدابير قانوني و انساني در جهت توقف روند نقض اين حقوق و تضمين عدم تكرار جنايات از سوي صهيونيست ها را دارد.
از همه شما مقامات قضايي خواستارم كه در جهت احقاق حق و عدالت از تمامي ظرفيت هاي قانوني و قضايي خود براي محكوم نمودن اين رژيم سفاك و اشغالگر استفاده نمائيد. تبيين مقررات بين المللي جنايات جنگي و نسل كشي و افشاي جنايات خونين رژيم غاصب صهيونيستي در افكار عمومي از اهداف مهم نشست شما به شمار مي رود.
پيگيري اقدامات و نتايج بررسي هاي نشست ويژه شوراي حقوق بشر كه در خصوص جنايات اين رژيم برگزار شد، تشكيل دادگاه ويژه از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد، الزام دادستان كيفري بين المللي به انجام وظيفه در تعقيب جنايات جنگي و نسل كشي در غزه و تشكيل پرونده در محاكم ملي كشورهايي كه كنوانسيون هاي چهارگانه ژنو را پذيرفته اند از اقدامات مهمي است كه جلوگيري از تكرار جنايات را در پي خواهد داشت.
قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران ابتكار بسيار مفيدي را در برگزاري اين اجلاس بعمل آورد كه به اعتقاد من يك نوع ديپلماسي فعال قضايي در محكوميت جرايم بين المللي به شمار مي رود و در صورت استمرار و اجرايي شدن اهداف آن گام مهمي در راستاي محكوميت رژيم صهيونيستي و ريشه كني تجاوز و ترور و كشتار در محاكم قضايي ملي و بين المللي خواهد بود.
جمهوري اسلامي ايران براساس مقررات بين المللي و قوانين داخلي تحقيقات قضايي را آغاز كرده است و درخواست دستگيري 25 نفر از جنايتكاران جنگي صهيونيست را به پليس بين الملل تسليم نموده است و انتظار دارد اين سازمان بدون توجه به ملاحظات سياسي به وظايف قانوني خود عمل كند. همچنين انتظار دارد دولت هاي مدافع حق و عدالت و بالاخص دولت هاي اسلامي با شناختن رسالت خطير خود به اقدامات مشابه مبادرت كنند و از اقدامات مذكور در عرصه ملي و بين الملل حمايت كنند و همكاري لازم را در جهت دستگيري، محاكمه و مجازات اين جنايتكاران به عمل آورند. اطمينان دارم اتحاد ملل و دول عدالت خواه روزي جنايتكاران صهيونيست را به مجازات قانوني خواهد رساند و انشاء الله زمينه ساز برپايي عدالت در سرتاسر جهان با ظهور مصلح كل و انسان كامل خواهد گرديد.

از مسئولين برگزاري اين اجلاس به ويژه حضرت آيت اله هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضاييه و همه شما مردان و زنان تشكر مي كنم .
اجازه مي خواهم چند جمله اي هم درباره اجلاس دوربان در ژنو مطالبي را بيان كنم.
صهيونيست ها در دو عرصه و در دو بخش متفاوت ، مناسبات جهاني را مديريت مي كنند. همه مي دانيد كه صهيونيسم يك حزب سياسي است همه شما مي دانيد كه نقاب يهودي گري يك نقاب دروغين است. صهيونيست ها فاقد دين و دينداري هستند آنها از اساس ضد دين و ضد نژاد و ضد
بشري هستند .

صهيونيسم يك حزب سياسي بسيار پيچيده و خشن و ضد تعليمات انبيا الهي و ضد بشر براي سلطه بر همه اركان جهاني است. اينها مديريت خودشان را به دو شكل در جهان اعمال مي كردند يك شكل مديريت پنهان يعني ساختارهايي را درج هان سازمان داده اند كه اينها به طور پيوسته اهداف صهيونيستي را دنبال مي كنند. زمينه تحقق خواسته هاي صهيونيستي را فراهم مي كنند و به طور جامع و بدون اينكه نقاب صهيون بر چهره داشته باشند از نظام صهيونيستي حمايت مي كنند. شواري امنيت و ساختارهاي سياسي و حقوقي بين اللملي هيچ كدام بدون اينكه مارك صهيونيستي را بر پييشاني داشته باشند با همه توان از صهيونيست ها حمايت مي كنند. باور ما اين است كه صهيونيست ها به طور پنهان اين ساختارها را به نفع خودشان مديريت مي كند
عرصه دوم مديريت آنها؛ مديريت آشكار است رفتار علني و اقدمات علني آنها و آن چيزي كه در ژنو اتفاق افتاد هر دو اين مديريت ها در ژنو با يك شكست فضاحت باري مواجه شد .
رژيم صهيونيسيتي معادل نژاد پرستي است و اين در اسناد جهاني و توسط انسان هاي آزادي خواه و گروه هاي مردمي و بسياري از ملتها مورد تاييد است .
آنها مي خواستند عبارت رژيم صهيونيستي «معادل نژاد پرستي را از مصوبات دوربان خارج كنند و از يك سو نشست را به گونه اي مديريت كردند كه بدون صدا و بدون تنش آن را ادامه دهند و بعد به عنوان يك قانون بر همه تحميل كنند همان كاري كه درباره هولوكاست درمجمع عمومي انجام دادند.

از مدت ها قبل مقدمات را فراهم و حاميان صهيونيست ها با قيافه حق به جانب و طلب كار و معترض خود را كنار كشيده تا اين اجلاس بي سر وصدا و در آرامش كار خود را انجام بدهد.
اما بعد از اينكه اعلام شد كه ما مي خواهيم در اين اجلاس شركت كنيم آنها متوجه شدند كه نقشه ها بر آب شده است و ديگر نمي توانند به سادگي رژيم صهيونيستي را از محكوميت جهاني به نام نژاد پرستي نجات دهند.
در ژنو ما جلسه اي با دبير كل سازمان ملل داشتيم ايشان از من درخواست كرد كه ما در جلسات مقدماتي و در كميته كارشناسي عبارت معادل بودن رژيم صهيونيستي با نژاد پرستي حذف كرديم خواهش مي كنم شما هم سخن راني را نرم كنيد تا مسايل حل شود.
گفتم يعني شما مي گوييد ما از جنايات غزه صحبت نكنيم. گفتند صحبت كنيم گفتم از حمله به كشورهاي همسايه صحبت نمي كنيم گفت صحبت كنيد. گفتم از ترور مردم فلسطين نگوييم گفت بگوييد .
گفتيم از جنايات 60 ساله نگوييم گفت بگوييد. گفتم ما مي خواهيم همين ها را مطرح كنيم . مصاديق عيني نژاد پرستي و جنايات اگر در سازمان ملل بيان نشود پس كجا بايد آنها را فرياد زد.
همين كاري كه بر سر حقوق بشر آوردند حقوق بشر را طوري تعريف كردند كه آنها هميشه متهم هستند آدم مي كشنيد ...
ضد دمكراسي عمل مي كنند محاصره مي كنند از بمب شيميايي و اتمي استفاده مي كنند به همه جاي دنيا لشكر كشي كرده و قتل عام مي كنند آن وقت مدعي حقوق بشر هم هستند. آنها طراحي كرده بودند كه در ژنو دوباره نشان دهند كه مدعي مبارزه با نژاد پرستي هستند كساني كه صدها ميليون انسان را از خانه هاي خودشان دزديد به برده داري كشيدند فردا مدعي مبارزه با نژاد پرستي شوند و آنرا بعنوان چماقي بر سر ملتهاي آزاده بكوبند اين طراحي پنهان صهيونيست ها بود. در اجلاس ژنو براي اولين بار اراده ملت آزاده و اراده دولت هاي آزاده بر طراحي خبيث صهيونيست ها غلبه كرد و پيروز شد .
بخش دوم هم مديريت آشكار و مديريت سطح پايين بود. ببينيد چه اتفاقي افتاد در جلسه عمومي سازمان ملل متحد اجازه دادند كه يك عده اي بيايند از كنترل هاي متعدد عبور كنند و در درون اجلاس عليه سخنراني يك عضو قطعي سازمان ملل اخلال كنند.

اما اولا شكست خوردند چند نفر بزدل جاهل انتخاب كرده بودند كه جلسه را به هم بزنند چون آن طراحي اوليه شان با شكست مواجه شده بود خواستند آمدند در اين طراحي دوم اصلا كسي درباره نژاد پرست بودن رژيم صهيونيستي حرفي نزند . چند تا اتفاق افتاد به نظر من اين اتفاقات هم تاريخي است . ما به آنها مي گوييم شما ها كه قادر نيستيد در قلب اروپا امنيت يك اجلاس بين المللي را تامين كنيد چه طور مي خواهيد امنيت جهان را تامين كنيد . معلوم است كه دنيا در ناامني است. دوم 50 سال است با شعارهاي آزادي بيان تلورانس ، تحمل ، تسامح ، به پيامبران الهي و همه ارزشهاي انساني توهين كرديد وقتي اعتراض شد گفتيد آقا تحمل كنيد آزادي بيان است، چه طور شما نمي توانيد سخن مخالف خود را آن هم در يك مجمعي كه خودتان تشكيل داديد و مقرراتشان را خودتان نوشته ايد و همه امور دست خودتان است بشنويد چطور شما 20 دقيقه تحمل شنيدن سخن مخالف خودتان را نداريد. معلوم شد كه همه شعار آزادي بيان تساهل و تحميل ديگران ابزاري براي تحميل بر ملت ها و يك دروغ بزرگ تاريخي است آدم هايي كه تحمل 10 دقيقه حرف شنيدن را ندارند ديگران را به نقض آزادي بيان و كم تحملي متهم مي كنند .
البته ما به يك نوعي به آنها حق مي دهيم خيلي سخت است كه عده اي يك آينه اي دستشان بگيريند و حقيقت انديشه ليبراليسم ، حقيقت سرمايه داري و حقيقت جنايات صهيونيسم را به ايشان نشان بدهند برايشان خيلي سخت است كه آينه اي بگيريم چهره واقعي خودشان را نشانشان بدهيم برايشان سخت است كه تنها گوشه اي از جنايات آنها آشكار شود و به آنها مي گويم كه حالا ها بايد خودتان را در آينه ببينيد
آنها 50 سال است كه عادت كرده اند يك طرفه حرف بزنند و طلبكاري كنند ، 50 سال است كه عادت كردند فقط زبان دراز داشته باشند و گوش نداشته باشند من مي خواهم به آنها بگويم ديگر اين دوران تمام شده حالا وقتش است كه گوشهايتان را باز كرده و زبانها را ببنديد.

قريب به چهارصد سال جامعه بشري به لحاظ مديريت حاكم بر جهان به سمت قهقرا حركت كرد تاريخ چهارصد سال گذشته سرشار از جنگ ها و جنايت ها و نابود كردن حقيقت انساني بوده است به خصوص در صد سال اخير اوج جنايات بشري را مشاهده كرديم فقط در دو جنگ بيش از صد ميليون انسان كشته شده است يك موقعي من از چند تا تاريخ دان سوال كردم گفتم قبل از قرن بيستم كل كشته هاي جنگ هاي جهان چقدر است ، عددي را كه آنها مي گفتند بسيار بسيار پايين تر از كشته هاي جنگ هاي قرن بيستم بود حداكثري كه مي گفتند ده ميليون نفر بود ولي اينها با شعارهاي ليبرالي با شعار حاكم كردن دمكراسي ليبرال با شعار حقوق بشر ، طي يك قرن بيش از صد ميليون انسان را كشتند در همه جاي دنيا جنگ برپا كردند. به طور سيستماتيك ثروت ملت ها را چپاول كردند به طور سيستماتيك حقوق ملت ها را تضييع كردند اما من مي خواهم به شما بگويم اين دوران سياه حاكم برتاريخ بشر به پايان رسيده است .
امروز ملت ها بيدار شده اند امروز عدالت خواهي دوستي، پاكي ، برادري، رفع تبعيض، رفع تجاوز، رفع نژاد پرستي مدرن به عنوان يك مطالبه جهاني درآمده است و آنها قادر نيستند كه با اين روشهاي بچه گانه و روش هاي سخفيف و ابتدايي جلوي اين موج عظيم انساني را بگيرند.

من مي خواهم به شما بشارت بدهم آينده روشن بشريت نزديك است . آينده اي كه در آن از ظلم و تحقير و تحميل و تجاوز و آدم كشي و اشغال و جنايت و آينده اي كه در آن انديشه نژاد پرستانه، انديشه سخيف صهيونيستي و انديشه تجاوز وجود نداشته باشد و اين آينده نزديك است.

عزيزان من از اجتماع پرشكوه خودتان استفاده كنيد و دست به دست هم داده تا سهمي مناسب در برپايي اين آينده درخشان ايفا كنيم.

از همه شما سپاسگزارم موفق و سربلند باشيد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 17:56  توسط صبح   | 

رييس جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر اينكه صهيونيسم جهاني مظهر تمام عيار نژادپرستي است، تصريح كرد: بايد كوشيد تا به سوء استفاده صهيونيست ها و حاميان آنان از ابزار سياسي بين المللي پايان داد و با احترام به خواست ملت‌ها، عزم دولت‌ها را در راه ريشه كن كردن اين نژادپرستي آشكار جذب كرد و شجاعانه در مسير اصلاح مناسبات و سازوكارهاي بين‌المللي گام نهاد.
 
متن کامل سخنراني دکتر احمدي نژاد به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه

 

حمد و سپاس مخصوص خداوند عادل، مهربان و خيرخواه بندگان است.

سلام خدا بر پيامبران الهي از حضرت آدم تا نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و پيامبر خاتم حضرت محمد مصطفي(ص) كه همه منادي يكتاپرستي برادري و محبت، كرامت انساني و عدالت بوده‌اند.


جناب آقاي رئيس،
دبير كل محترم سازمان ملل،
كميسيون محترم عالي حقوق بشر،
خانمها و آقايان؛

گرد آمده ايم تا در ادامه كنفرانس مبارزه با نژادپرستي دوربان با بررسي اوضاع كنوني، راهكارهاي عملي در اين مبارزه مقدس و انساني جستجو كنيم. در حوادث چند قرن اخير ظلم هاي بزرگي بر بشريت رفته است . در قرون وسطي عالمان و انديشمندان به مرگ محكوم مي شدند و پس از آن برده‌داري و برده فروشي و شكار انسان‌هاي بي‌گناه و جدا كردن آنها از خانواده‌هاي خود و انتقال آنها به اروپا و آمريكا در بدترين شرايط و در مقياس ميليوني رواج داشته است.

دوراني تاريك كه همراه با اشغال سرزمين‌ها و چپاول منابع و كشتار آوارگي مردم بي پناه بوده است. سال ها گذشت تا ملت ها با قيام خود و با بهاي سنگين و به قيمت كشته شدن ميليونها انسان، متجاوزان خود را بيرون و حكومت هاي مستقل و ملي برپا كردند.

قدرت طلبان در فاصله زماني كوتاهي دو جنگ بزرگ را بر اروپا و بخشي از آسيا و آفريقا تحميل كردند. جنگهايي كه حاصل آن حدود صد ميليون نفر قرباني و ويراني بسياري از سرزمين‌ها و آبادي‌ها بود پيروزمندان جنگ خود را فاتح جهان و ملت‌هاي ديگر را شكست خورده پنداشتند و با وضع قوانين و ساز و كارهاي ظالمانه حقوق ملت ها را ناديده گرفته و پايمال كردند.

 

خانم ها و آقايان،

 

شوراي امنيت را كه از مواريث جنگ هاي جهاني اول و دوم است ببينيد. آنان با چه منطقي براي خود امتياز وتو قائل شدند؛ اين منطق با كدام ارزش انساني و الهي سازگار است؟ با عدالت؛ با برابري در برابر قانون؛ با كرامت انساني يا با تبعيض، بي عدالتي، نقض حقوق انساني و تهديد اكثريت ملت‌ها و كشورها؟ اين شورا عالي‌ترين و بالاترين مرجع تصميم‌گيري در صلح و امنيت جهاني است. وقتي تبعيض قانوني وجود داشته باشد و منشاء قانون به جاي عدالت و حق، زور و قدرت باشد چگونه مي‌توان انتظار عدالت و صلح داشت. قدرت‌طلبي و خودپرستي منشاء نژادپرستي،تبعيض، تجاوز و ظلم است. اگر چه امروز بسياري از نژادپرستان هم در حرف و شعار نژادپرستي را محكوم مي كنند اما وقتي چند كشور قدرتمند اجازه دارند بر مبناي تشخيص و منافع خود براي بقيه كشورها تصميم گيري كنند به راحتي مي توانند همه قوانين و ارزشهاي بشري را لگد مال كنند؛ چنانكه كرده اند. بعد از جنگ جهاني دوم به بهانه قرباني شدن يهوديان و سوء استفاده از هولوكاست با تجاوز و لشكر كشي يك ملت را آواره و عده‌اي را از اروپا و آمريكا و ساير كشورها به سرزمين آنان منتقل كردند و يك حكومت كاملا نژادپرست را در سرزمين اشغالي فلسطين برپا كردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستي در اروپا خشن‌ترين نژادپرستان را در نقطه‌اي ديگر يعني فلسطين حاكم كردند.

 

شوراي امنيت اين حكومت غاصب را تثبيت و در طول شصت سال از آن دفاع كرد و دست غاصبان را براي هر نوع جنايتي باز گذاشت. از اين بدتر آنكه عده اي دولت هاي غربي و آمريكا خود را متعهد به دفاع از نژادپرستان نسل كش مي دانند و در حالي كه وجدان هاي پاك بشري بمباران، اشغال و آدم كشي و فجايعي كه در غزه اتفاق افتاد را محكوم مي كنند از آن جنايتكاران حمايت مي كنند. قبل از آن نيز در برابر همه رسوايي‌هاي اين رژيم سكوت نموده يا حمايت كرده‌اند.

 

دوستان عزيز خانم ها و آقايان،

 

منشاء جنگ‌هاي اخير نظير حمله آمريكا به عراق يا لشكركشي گسترده به افغانستان چه بوده است؟ آيا غير از خودخواهي دولت وقت آمريكا و فشار صاحبان ثروت و قدرت براي بسط نفوذ و سلطه، تامين منافع توليد كنندگان سلاح، نابودي يك فرهنگ چند هزار ساله، از بين بردن خطرات بالقوه و بالفعل كشورهاي منطقه عليه رژيم اشغالگر قدس و چپاول منابع انرژي مردم عراق بوده است؟ به راستي چرا يك ميليون كشته و زخمي و چند ميليون نفر آواره شدند؟ به راستي چرا صدها ميليارد دلار خسارت بر مردم عراق و صدها ميليارد دلار هزينه لشكركشي بر مردم آمريكا و متحدان او تحميل شد؟ آيا حمله به عراق با طراحي صهيونيست ها و هم پيمانان آنان در هيأت حاكمه وقت آمريكا كه از يك طرف به صندلي قدرت تكيه زده‌اند و از طرفي صاحبان شركت‌هاي توليد سلاح هستند، نبوده است؟ آيا با لشكركشي به افغانستان صلح و امنيت آسايش و رفاه به اين كشور برگشت؟

 

آمريكا و متحدان او قادر نبودند و حتي قادر به جلوگيري از توليد مواد مخدر نبودند و در دوره حضور آنان توليد آن چند برابر شده است.

سوال اساسي اين است كه دولت وقت آمريكا و متحدان او چه كاره بودند؟ آيا نماينده ملت هاي جهان بودند؟ آيا برگزيده ملت‌ها هستند؟ آيا از مردم دنيا وكالت دارند كه در همه جاي جهان و البته بيشتر در منطقه ما دخالت مي كنند؟ آيا اين اقدامات، اشغال عراق و افغانستان از مصاديق خودخواهي و نژاد پرستي و تبعيض و لگد مال كردن عزت، و استقلال ملت‌ها نيست؟

 

خانم ها و آقايان،

 

مسئولان اقتصاد جهان بحران‌زده جهان چه كساني هستند؟ بحران از كجا آغاز شده است؛ از آفريقا از آسيا يا ابتدا از آمريكا و سپس از اروپا و متحدان آنان؟

مدت‌هاي طولاني قوانين و مقررات ناعادلانه اقتصادي را با قدرت سياسي بر تعاملات سياسي بين المللي تحميل كردند؛ نظام پولي و مالي را بدون تعبيه نظارت بين‌المللي وضع كردند و بر دولتها و ملتهايي تحميل كردند كه هيچگونه دخالتي در روندها و سياست ها نداشتند. آنان حتي به ملت‌هاي خودشان هم اجازه نظارت نداده‌اند با كنار گذاشتن اخلاق از مناسبات، همه مقررات و قوانين را به نفع گروهي از صاحبان قدرت و ثروت رقم زدند و با تعريف خاصي از بازار آزاد و رقابت، بسياري از فرصت ها را از ديگران سلب و مشكلات خود را به ديگران منتقل كردند. امروز موج بحران، با ده‌ها هزار ميليارد بدهي و هزاران ميليارد دلار كسري بودجه به خودشان برگشته است.

 

امروز هم براي اصلاح وضع با پول هاي بدون پشتوانه و در واقع از جيب شهروندان خود و ساير ملت‌ها شروع به تزريق صدها ميليارد دلار به بانكها و كمپاني ها و بازارهاي مالي رو به ورشكستگي كرده و مجددا مردم خود را بدهكارتر و مشكل را پيچيده تر مي كنند.

آنها به فكر قدرت و ثروت‌هاي خود هستند و مردم جهان و حتي ملت‌هاي خودشان در نزد آنان هيچ ارزشي ندارد.

 

آقاي رئيس؛ خانم ها و آقايان،

 

ريشه اصلي نژادپرستي عدم فهم حقيقت انسان به عنوان مخلوق برگزيده و انحراف از مسير حقيقي زندگي بشر و مأموريت‌هاي آدمي در آفرينش است؛ غفلت از پرستش آگاهانه خدا و تفكر در فلسفه حيات و مسير كمال انسان كه از نتايج طبيعي آن پايبندي به ارزش‌هاي الهي و انساني است، موجب شد تا افق نگاه آدمي تنزل كرده و منافع محدود و زودگذر مبناي سنجش و اقدام او شود. بدين ترتيب هسته‌هاي قدرت شيطان صفت شكل گرفت و با حذف فرصت هاي عادلانه براي رشد ديگران بر دامنه توسعه خود افزود. چنان كه در زشت‌ترين شكل ممكن به نژاد پرستي افسارگسيخته‌اي تبديل شد كه اكنون به عنوان خطرناك ترين عامل صلح جهاني را تهديد و راه تحقق زندگي مسالمت آميز جهاني را سد كرده است.

بي‌شك نژادپرستي را بايد نماد جهالتي دانست به عمق تاريخ و نشانه‌اي از جمود و خمود در برابر رشد عمومي بشر. از اينرو انتظار آن است كه جلوه‌هاي نژادپرستي را در شرايط و موقعيت‌هايي جستجو كنيم كه فقر دانش و فقدان فهم در جامعه فراگير باشد.

 

لذا راه اصلي مبارزه با چنين مظاهري ترويج آگاهي‌هاي عمومي و تعميق فهم عمومي نسبت به فلسفه وجودي آدم و حقيقت جهان انسان محور است كه لازمه يا نتيجه آن بازگشت به ارزش‌هاي معنوي و اخلاقي و فضائل انساني و خداگرايي است. جامعه جهاني بايد در يك جريان فراگير فرهنگي براي روشنگري هر چه بيشتر در برخي جوامع مبتلا و البته عقب مانده حركتي جمعي را به انجام رساند و به سرعت اين مظهر زشت و پليد را ريشه كن كند.

 

و اما دوستان عزيز،

 

امروز جامعه بشري با نوعي از نژادپرستي مواجه است كه زشتي ناشي از آن حيثيت انسان را در آغاز هزاره سوم به طور كلي مخدوش كرده و جامعه جهاني را شرمنده ساخته است. صهيونيسم جهاني مظهر تمام عيار نژادپرستي است كه با توسل دروغين به دين كوشيده است تا با سوء استفاده از عواطف ديني برخي از افراد بي اطلاع چهره زشت خود را پنهان كند اما آنچه كه بايد به طور جدي مورد توجه قرار گيرد اهداف برخي قدرتهاي بزرگ و صاحبان منافع وسيع در جهان است كه با استفاده از قدرت اقتصادي و نفوذ سياسي و ابزار گسترده رسانه‌اي مذبوحانه مي كوشند تا با پشتيباني همه جانبه از جنايات رژيم صهيونيستي از زشتي وجودي آن بكاهند؛ اينجا مساله اصلي جهل نيست و لذا نمي توان در مبارزه اين پديده شوم به كار فرهنگي بسنده كرد بلكه بايد كوشيد تا با سوء استفاده صهيونيست ها و حاميان آنان از ابزار سياسي بين المللي پايان داد و با احترام به خواست ملت‌ها عزم دولت‌ها را در راه ريشه كن كردن اين نژادپرستي آشكار جذب كرد و شجاعانه در مسير اصلاح مناسبات و سازوكارهاي بين‌المللي گام نهاد. بي شك همه شما از تلاش هاي گسترده كانون هاي جهاني براي انحراف در مسير ماموريت اين نشست مهم آگاه شده ايد. متأسفانه ادبيات حمايت از صهيونيست ها به معناي مشاركت و همدستي آشكار در جنايات آنها مشاهده مي شود و اين بر مسووليت نمايندگان محترم ملت ها در افشاي اين جريان ضدبشري و اصلاح مناسبات و رفتارها مي افزايد. بايد دانست كه دور نگه داشتن يك ظرفيت عظيم جهاني مثل اين نشست از مصاديق اصلي به معناي كمك به تداوم وجود زشت ترين مصداق بارز نژادپرستي است. لازمه دفاع از حقوق بشر امروز اين است كه اولا از حقوق ملت ها مبني بر آزاد بودن در تصميم گيري هاي مهم جهاني بدون تاثيرپذيري از برخي قدرت ها دفاع شود و ثانيا نسبت به اصلاح ساختارها و مناسبات جهاني اقدام گردد.

از اينرو اين نشست صحنه يك آزمون بزرگ است و افكار عمومي جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت خواهد كرد.

 

آقاي رئيس، خانم‌ها و آقايان؛

 

شرايط عمومي جهان با سرعت به سمت تغييرات اساسي پيش مي رود. مناسبات قدرت بسيار شكننده شده است. صداي شكستن ستون هاي ستم جهاني شنيده مي شود. ساختارهاي سياسي و اقتصادي كلان در حال فرو ريختن است. بحران هاي سياسي و امنيتي رو به تعميق است و بحران رو به گسترش اقتصاد جهاني كه هيچ افق روشني براي اصلاح آن وجود ندارد، ابعاد كمي و كيفي تحولات همه جانبه در پيش رو را بسيار شگرف مي‌كند. اين جانب بارها و بارها بر ضرورت بازگشت از مسير غلطي كه مديريت مسلط امروز جهان در پيش گرفته است تاكيد كرده و نسبت به تاخير در آن هشدار داده‌ام. اكنون نيز در اين نشست ارزشمند جهاني خطاب به شما و همه مديران، انديشمندان و نيز همه ملت‌هاي جهان كه تشنه صلح، آزادي، پيشرفت و رفاه هستند عرض مي كنم كه مديريت ناعادلانه مسلط بر جهان به پايان راه خود رسيده است.

 

اين بن بست از آن جهت كه منطق اين مديريت تحميلي ظالمانه است اجتناب ناپذير بود؛ چرا كه منطق حركتي جهان حركتي متعالي، هدفمند، انسان محور و خداگراست. حركتي كه با هر سياست و برنامه‌اي كه در جهت منافع ملت ها نباشد مقابله مي كند. پيروزي حق بر باطل و آينده روشن بشر و برپايي نظام عادلانه جهاني وعده خدا و همه پيامبران و اميد مشترك و تاريخي همه جوامع و نسل‌هاست. تحقق چنين آينده‌اي لازمه حكمت در آفرينش و مورد باور همه قلب‌هاي مومن به خدا و جايگاه بسيار ارزشمند انسان است.

شكل‌گيري جامعه جهاني امكان عملي تحقق نظام مشترك جهاني و سرانجام ورود انديشمندان، مديران و مردم جهان براي مشاركت فعال و عادلانه در تصميم‌گيري‌هاي كلان و اساسي مسير قطعي اين مقصد بزرگ است. اكنون ظرفيت علمي و فني و فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي، فهم مشترك و فراگيري از جامعه جهاني را پديد آورده و بستر لازم را براي تحقق نظام مشترك فراهم ساخته است. اكنون اين مسووليت عظيم فرهيختگان، دانشمندان و مسوولان در سراسر جهان است كه با ايمان نسبت به اين راه قطعي نقش تاريخي خود را ايفا نمايند و اكنون مي خواهم بر اين حقيقت تاكيد كنم كه كاپيتاليسم غربي همانند كمونيسم از آن جهت به پايان راه خود رسيده است كه جهان و انسان را آن‌گونه كه هست نديده و كوشيده است تا مسير و مقصدي خود ساخته را به بشريت تحميل كند و به جاي توجه به ارزش‌هاي انساني و الهي، عدالت، آزادي، عشق و محبت و برادري، رقابتي سخت براي كسب منافع مادي فردي و گروهي را مبناي زندگي قرار دهد.

 

اكنون بايد با عبرت گرفتن از گذشته و درك ضرورت اصلاح مسير و شرايط امروز به تلاشي همه جانبه همت كنيم و در اين رابطه و به عنوان سخن پاياني مايلم توجه همگان را به دو نكته مهم جلب نمايم.

1- اصلاح وضعيت موجود جهان صد البته شدني است اما بايد دانست كه اين امر جز با همكاري همه دولت‌ها و همه ملت‌ها ممكن نيست از اين رو بايد از ظرفيت هاي همكاري جهاني حداكثر استفاده را به عمل آورد و حضور اينجانب در اين نشست احترام به اين مسأله مهم و نيز موضوع مهم حقوق بشر و دفاع از حقوق ملت‌ها در برابر پديده شوم نژادپرستي و همراهي با شما انديشمندان است.

2- نظر به عدم كارايي نظام‌ها و مناسبات سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي بين المللي لازم است با ملاحظه ارزشهاي الهي و انساني و تحليل درست و واقعي از انسان و براساس عدالت و ارزش‌گذاري به حقوق همه انسان ها در سراسر جهان و اعتراف به اشتباهات گذشته مديريت مسلط و با تغيير در نگاه و رفتار نسبت به اصلاح در ساختارهاي موجود اقدام شود. در اين رابطه تغيير فوري در ساختار شوراي امنيت و حذف امتياز تبعيض آميز حق وتو و تغيير در نظام مالي و پولي جهاني بايد در دستور كار قرار گيرد. بديهي است عدم درك فوريت در تغيير معادل هزينه‌هاي سنگين‌تر تغيير است.


دوستان عزيز من،

بدانيد كه حركت در جهت عدالت و عزت انسان‌ها حركت شتابان در مسير آب است. اكسير عشق و محبت را فراموش نكنيم. قطعيت آينده روشن بشر سرمايه بزرگي است كه مي تواند ما را هر چه آگاه‌تر و اميدوارتر گرد هم نگه دارد تا براي جهاني پر از عشق و نعمت و عاري از فقر و نفرت و برخورداري هر چه بيشتر از رحمت خدا و مديريت صالح انسان كامل تلاش كنيم. بياييد يكايك ما در اين امر مهم سهمي مهم داشته باشيم.


به اميد آن روز روشن زيبا.

از آقاي رئيس و دبير كل و همه شما عزيزان بخاطر حوصله اي كه به خرج داديد صميمانه تشكر مي كنم.

موفق و سربلند باشيد.

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 16:22  توسط صبح   | 

خب.. کي بود ميگفت اين حرفها چيه؟ جنگ کدومه؟
حالا... خـــوب اين مطلب رو بخونيد.. مي خوام براتون از سامراي اينترنت بگم...
از رتبه اول جشنواره وبسايت هاي فرهنگي اسلامي...
از تنها پرتال قوي و موسسه فعال در زمينه نشر فرهنگ ناب شيعي به دنيا و نه فقط ايران..
از موسسه اي که براي تک تک معصومين يک وبسايت درست کرده بود..
هر کدام از وبسايت هاش به چندين زبان دنيا ترجمه شده بود و داراي کتابخانه اي بسيار مفيد از مقالات و کتابها از نويسندگان بسيار معروف و ارزشي شيعي به زبان انگليسي بود..
به جرات مي تونم بگم که با توجه به نام دامنه اي که انتخاب کرده بود : Al-Shia .com حقيقتا پرچمدار فرهنگ شيعي در اينترنت بود. بله.. موسسه آل البيت..


Al-shia.com  :: پرچمدار فرهنگ شيعه در اينترنت


    موسسه آل البيت سايت Al-shia رو 8 سال پيش روي اينترنت برد.. و با هشت زبان فارسي، عربي، انگليسي، فرانسوي، اسپانيايي، آلماني، ايتاليايي، پرتقالي شروع به کار کرد و در اين اواخر آنرا به 30 زبان رساند. دفتر اين موسسه طبق آدرسي که من از آنها در آرشيوهايم دارم در خيابان فاطمي قم است. اين سايت تونسته بود رتبه خوبي رو توي موتورهاي جستجو پيدا کنه و  اخبار راه اندازي بخش هاي مختلفش توي اکثر خبرگزاري هاي شيعي در اينترنت پخش ميشد. يادمه يکي از آخرين امکاناتي که فراهم کرده بود اين بود که نهج البلاغه رو به بيش از 20 زبان دنيا ترجمه کرده بود و روي اينترنت گذاشته بود.
ولي.. امروز مي بينيم که با زدن اسم اين سايت، صفحه ي زير ظاهر ميشه که دست ساز هکرهاي وهابي يا بعثيه؛ که البته شعري هم در آن نوشته شده:


لا تأسفن على غدر الزمان لطالما **** رقصت على جثث الأسود کلابا
لا تحسبن برقصها تعلو على أسيادها **** تبقى الاسود أسودا والکلاب کلابا


که معني اون يه چيزي توي اين مايه هاست:
تاسف مخور بر نيرنگ زمان تا زمانيکه / بر جسدهاي سگهاي سياه پايکوبي مي کند
مپندار که صداي پايکوبي آن به گوش اربابانشان رسد / چرا که سياهي، سياه مي ماند و سگ هم سگ


صفحه فعلي بر روي Al-shia.com


با يک جستجوي ساده مي تونيد بفهميد که در اينترنت اين شعر رو به صدام نسبت داده اند و مي گويند اين شعر مال اوست. نسخه کامل تر اون رو هم مي تونيد اينجا ببينيد. در اين شعر صدام خودش رو شيري مي دونه که علي رغم اينکه اسير افتاده ولي غرور خودش رو حفظ کرده!!! و به قول خودش سگان رو لايق جواب دادن نميدونه...
خب... نظرتون چيه؟!  باز هم مي گيد جنگي در کار نيست... فکر مي کنيد شيعه چند تا سايت مثل Al-shia.com داره؟! سايت هايي مثل تبيان در حال حاضر به هيچ وجه موقعيت الشيعه  رو در جهان ندارن.. اين رو با مراجعه به آمار و ارقام هاي اينترنتي مي تونيد بفهميد. درسته که تبيان بازديدکننده هاي زيادي داره و شايد دو سه برابر الشيعه باشه ولي 7.3 درصدرشون غير ايراني هستن! ولي تعداد کابران غير ابراني الشيعه 62.9 درصد بوده.. «الشيعه» نقش بزرگي در نشر فرهنگ شيعي در جهان داشت. به نظر من هک شدن «الشيعه» توي اينترنت کم از تخريب حرمين در سامراء نداشت..
امروز دشمنان ما شادند.. آيا هنوز شمشيرهاي ما در نيامه؟؟ هنوز ما تو خواب غفلتيم؟!! باز هم براتون مطلب دارم.. منتظر بخش چهارم باشيد..


راستي توصيه مي کنم به هيچ وجه به سايت فعلي Al-shia سر نزنيد چون هکر ها Trojan ي بر روي صفحه ي اصلي سايت گذاشته اند که باعث آلوده شدن کامپيوتر شما مي شود و اطلاعات شما را از بين مي برد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:45  توسط صبح   | 

e

 یادتونه اون وقتی که بحث "خلیج فارس" پیش اومد.. چقدر داد و قال شد و چه کارها که انجام نشد. از اعتراض های اینترنتی و اس ام اس ها و نامه های اعتراضی بگیر تا عوض کردن اسم بزرگراه ها و اعتراض های دیپلماتیک.  همه اینها برای چی بود؟! کسی به مرزهای ما تجاوز نکرده بود.. بلکه تنها اسم یک خلیج را عوض کرده بودند و البته باید هم اعتراض می کردیم.. کسی توی این شک نداره..ولی امروز هم، من براتون یه عکس آماده کردم.. عکس زیر نقشه دنیاست.. ولی با این تفاوت که هر چقدر کشورها سهمشون از اینترنت و تجارت آنلاین بیشتر بوده اون ها رو بزرگتر کشیده و بالعکس. یعنی مرزهای رو بر اساس اینترنت کشیده..تعجب می کنم.. که چرا اون همه داد و قال رو برای این نقشه نمی کنیم؟!! توی این نقشه خلیج فارس که سهله.. بلکه ایران یه نوار شده!! البته این بار اعتراض رو باید به خودمون بکنیم؛ مرزهای ما رو توی این دنیا گرفتن.. به ما حمله کردن و ما هم دو دستی مرزهامون رو تحویلشون دادیم!!کجا هستند رزمنده های امروز.. آی اونایی که تو خواب غفلتین.. جنگ امروز ما اینه.. آی بچه شیعه ها.. غیرتتون کجا رفته؟! نمیخواین مرزهامون رو پس بگیریم؟؟ 

xdd


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:22  توسط صبح   | 

۲۱ فروردین سالروز شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی گرامی باد.


 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 23:29  توسط صبح   | 

آداب نقد و نقدپذيري

جهان خارج تحت تاثير تحولات و پديده‌هاي مختلف، متفاوت فهميده مي‌شود و اين دريافت‌هاي متنوع به نوع نگاه و نگرش و شعاع فهم افراد بستگي تام دارد. ما چيزي را بهتر مي‌فهميم که بدانيم ضد يا اضداد آن چيست؟ (يعني شناخت يک تصور از روي تصورات ضد آن يا شناخت تصديقي از روي اضدادش). در نقطه مقابل، دانستن يک نظريه در يک ميدان و بي‌خبر ماندن از نظريات ديگر انسان را از فهم عميق همان نظريه نيز محروم خواهد کرد و درک تيره‌اي به او خواهد داد. با اين مقدمه به اين نکته مي‌رسيم که نقد و انتقاد چگونه مي‌تواند شعاع ديد و بينش انسان را در سيطره تفکرات و انديشه‌هاي وي در زمينه‌هاي مختلف فردي و اجتماعي، گسترش دهد.

اما نکته مهم اين است که انسان‌ها عموماً به هنگام مواجهه با مقوله نقد و انتقاد چه واکنش و عکس العملي را از خود بروز مي‌دهند و ديگر اينکه باز نمود اين ساز و کار در بستر گزاره‌هايي همچون اجتماع، سياست، علم، دين، هنر، ادبيات و مديريت چگونه خواهد بود.

نظر و عقيده فرد هر چقدر هم که صحيح باشد اگر در معرض بحث و نقد قرار نگيرد عيار و  صحت و سقم آن عيان نخواهد شد. در طرف مقابل، افرادي که نظري مخالف نظر ما دارند ما را وا مي‌دارند که بينديشيم که دلايل صحت و درستي آن نظر چيست. بالنهايه دستاورد نقد آن است که هر اعتقاد و نظريه‌اي را در بوته بحث و استدلال و تجزيه و تحليل قرار خواهد داد. و در اين صورت است که نور شمع‌گونه حقيقت به اشعه‌اي خورشيد‌وش مبدل خواهد گرديد و شعاع و گستره آن بسي افزون‌تر از گذشته خواهد شد.

گرايش‌ها و نگرش‌هاي هر فرد انساني مسبوق به بسياري از دريافت‌ها و پارامترهايي است که در اعماق ضمير ناخودآگاه وي مضبوط بوده و مکانيسم خودآگاه را علي‌الاطلاق تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.

اين فاکتورها بخشي ژنتيکي و پاره‌اي نيز باز نمود خاطرات و اعمال و افکار و نيات جاري و ساري در پيشينه هر فرد است؛ به گونه‌اي که نمي‌توان منکر رسوخ غير محسوس اين عوامل بر روابط فردي و اجتماعي اشخاص شد.

بر همين اساس، ‌آدمي از الگوهاي فرهنگي خاصي متاثر است که بدون شک بر تصميم‌گيري‌هاي وي چه در زمينه سياستگذاري در عرصه زندگي شخصي و چه در تعاطي و تبادل افكار در بستر اجتماع تاثيرگذار خواهد بود. و در همين ارتباط بسياري از انسان‌ها در چنبره گزاره‌هايي همچون تعصب، خودشيفتگي، عادت و ترس، گرفتار و محصورند و همين اوصاف، کنش و جهش بشريت را در بستر رشد و تعالي و البته نه الزاماً کمال، دچار کندي و فترت خواهند نمود.

قدر مسلم اين است که دانستن بيشتر به فهميدن بهتر منتهي خواهد شد و در بهتر فهميدن يک امر واحد اگر بجاي آنكه يک نور بر آن بيندازيم‌، ده نور بيفكنيم و آن را از ده روزن نگاه کنيم جوانب آن را بهتر  مي‌بينيم و مي‌فهميم. اطلاعات بيشتر، مجاري افزون‌تري هستند براي برداشتن گامي بيشتر.

جانمايه کلام اين نوشتار آن است تا بگويد جامعه‌اي مي‌تواند در سبيل رشد و تعالي قدم بردارد که همه اعضاي آن در وهله نخست با فرهنگ صحيح پرسش و پرسشگري و نقد، آشنا باشند و از سوي ديگر نظام حاکم بر جامعه، زمينه و بستر بکارگيري اين ساز و کار را در ارتباط با هريك از افراد فراهم آورد. براستي اگر امکان سئوال کردن وجود نداشته باشد ارتباط انسان‌ها با دنياي پيرامون‌شان چگونه خواهد بود؟ اگر هر فرد، امكان تاثيرگذاري و تأثيرپذيري از محيط اطراف خود را نداشته باشد آيا مي‌توان او را انساني آزاد و صاحب اختيار دانست؟

اگر ما خوب پرسيدن و درست نقد کردن را بياموزيم و از سويي امکان اين امر برايمان فراهم شود آنگاه پرسش‌ها مي‌توانند زندگي ما را متحول سازند. اگر خوب پرسيدن را ياد بگيريم و بتوانيم از آن به درستي استفاده کنيم قادر خواهيم بود نقاط مبهم و تاريک فرا راه خود را روشن نماييم.

مسائل را تنها از يک بعد ديدن و سوار بر سفينه تعصب و جزميت در بحر پرتلاطم زندگي به پيش رفتن، فرجامي ناخوش در پي خواهد داشت:

خشك كامي و تعصب خامي است

تا جنيني كار، خون آشامي است (مولوي)

تنها به نظر و عقيده خود متکي بودن و مطلق‌گرايي صرف، حاصلي جز بي‌نصيب و بي‌بهره ماندن از انبوه بينش‌ها و نگرش‌ها و ايده‌ها نخواهد داشت. چرا که به اراده خداوند تبارک و تعالي همه انسان‌ها صاحب عقول و انديشه‌اند و به زبان ساده و عاميانه نيز گفته شده که «هر سري فکري دارد.»

نقد و ناقد

1- تعريف نقد

نقد (‌critic‌) به معناي سره کردن و نيز ظاهر ساختن عيوب و يا محاسن کلام و انتقاد (criticism) از مصدر باب افتعال به معناي عيبجويي، ‌موشکافي و نکته‌سنجي بر همين منوال، نقاد کسي را گويند که سره کننده و جدا کننده خوب از بد است. (فرهنگ فارسي عميد)

انسان بالفطره کمال‌جوي و کمال‌خواه است و به هنگام رويارويي با عيوب و نواقص، فرآيند تعقل و عقل کمال‌گرا سيگنال‌هاي هشدار دهنده، مبني بر وجود مانع ساتع مي‌نمايد. به عبارت واضح‌تر نقد هدايت انسان به مسير کمال و يا همان صراط مستقيم است. بر همين اساس شايد بتوان ارسال پيامبران از سوي خداوند را در همين راستا محسوب نمود. اگر نقد نوعي هدايت مخاطب به راه راست و طريق مستقيم است پس موعظه حسنه و تذکار را نيز مي‌توان نوعي نقد محسوب نمود. خداوند متعال در قرآن کريم در آيه 125 سوره مبارکه نحل خطاب به پيامبر گرامي اسلام فرموده است:

ادع الي سبيل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين.

بخوان به سوي راه پروردگار خويش با حکمت و پند نيکو و در ستيز با ايشان بدانچه نيکوتر است مجادله نما. همانا پروردگار تو داناترست بر آنکه گم شده است از راه او و اوست داناتر به هدايت شدگان.

2- چرا بايد انتقاد کرد؟

الگو گرفتن از اين تذکار الهي و به کار بستن آن در خلال فرآيندهاي مختلف اجتماعي در واقع مشابه همان چيزي است که ما از آن به مقدمه نقد تعبير مي‌نماييم. چرا که نقد به معناي سره کردن و جدا ساختن و ظاهر و عيان نمودن عيوب و محاسن است و دستيابي به چنين راهبردي بدون بهره‌مندي از قوه عقول آدميان امکان پذير نمي‌باشد؛ همان چيزي که به تصريح آيه مورد بحث، ‌پي‌آمد آن موعظه خواهد بود.

بيان نواقص و کاستي‌ها و عيوب در جهت بهينه ساختن در واقع همان نقد يا موعظه حسنه است و در ادامه پروردگار سبحان از مجادله با عبارت «و جادلهم بالتي هي احسن» سخن به ميان آورده است و با چنين تعبيري بر آن است تا نحوه و شيوه وعظ و اندرز و يا به تعبير بهتر، شيوه‌هاي صحيح نقد و انتقاد را بيان فرمايد.

شايد بتوان گفت که نقد عمده‌ترين حربه نظري براي ايجاد تحول و تغيير در جهان و ساختار زندگي است. نقد به روش‌هاي مختلف مي‌کوشد تا تنها به توضيح آنچه که هست اکتفا نکند بلکه مي‌کوشد تا مخاطب خود را از چارچوب تنگ و بسته و حقير آن بالاتر بکشد و در وراي آن گذار،‌ مسير تکامل تاريخ را نظاره‌گر باشد. گرايش‌هاي رشد يابنده و نطفه‌هاي بالنده آن را دريابد و زايش و رويش آن را آسان‌تر و تند پوتر سازد.

به عبارت بهتر، خصلت گذار از وضعيت فعلي و دستيابي به افق‌هاي متعالي بارزترين و مهم‌ترين خصلت نقد است. خصلت گذار از وضعيت فعلي به جايگاهي بهتر و پسنديده‌تر در آينده از ويژگي‌هاي مهم نقد است و در ارتباط با همين جنبه مترقي و دگرگون‌ساز نقد است که آثار بزرگان انديشه و خردورز از نوپويي و تحول‌گرايي سرشار برخوردار است.

همه انسان‌ها در ديدن عيوب و بدي‌ها و کاستي‌ها و زشتي‌هاي ديگران بينا و توانا هستند اما در ديدن و يافتن همين موارد پيرامون خود و زندگي خويش ناتوان مي‌باشند. اين امر متاثر از وجود و قوت صفت «خودبيني» و «خودخواهي» در وجود انسان است. استيلاي اين خصيصه بر رفتار و منش آدمي به درجه‌اي از فربهي مي‌رسد که همه عناصر اجتماعي را تحت تاثير خود قرار مي دهد. با عنايت به مطالب فوق مشخص است که جايگاه نقد و انتقاد تنها در ديدن عيوب فردي خلاصه نمي شود و گستره‌اي بسيار وسيع و فراگير را شامل مي‌گردد.

3- نقش نقد و انتقاد در زندگي انسان‌ها

واقعيت آن است که نقد شدن جزء ضرورت‌هاي زندگي همه انسان‌ها محسوب مي‌شود. چون رشد و کمال و نيل به موفقيت در تمام مراحل زندگي منوط به ديدن نقايص و نيازها و کمبودها و تلاش در جهت مرتفع ساختن آنهاست. انسان‌ها همگي بواسطه اتوپيايي که در ذهن خويش ترسيم نموده‌اند به دنبال مدينه فاضله‌اي هستند که در آن همه افراد بشر از نظر عقل و اخلاق به منتهي درجه کمال رسيده باشند. خصلت نياز به همجنس از سويي و نيز همپوشاني نقايص و نيازها از سوي ديگر، انسان‌ها را متمايل به زيست اجتماعي مي‌نمايد. حيات انساني درگذر تاريخي خود به سوي عقل‌گرايي و نمود عيني اين ويژگي سير مي کند.

و اين حاصل نشده است مگر در گذر از چالش‌ها و کنش‌هاي فراوان که در برهه‌هاي مختلف، گريبان‌گير مسير تکامل بشر بوده‌اند و آنچه در اين ميان به عنوان عنصر و عامل پويش و زايش متوالي و تسلسل‌وار خودنمايي مي‌کند همانا کليدواژه‌ «نقد» است. همان ساز و کاري که هست‌ها را به چالش کشيده و طرح و قالبي نوين را پي‌ريزي مي‌نمايد. شايد بتوان در عبارتي ظريف، نقش نقد را بر حيات آدمي و فراز و فرودهاي او در مسير زندگي چنين بيان نمود: نقد همان مرکب راهوار انديشه و خيال است که حيات او را در تمامي ابعاد، جاني تازه بخشيده و در درون جان‌ها راهي تازه کاويده و بر تمام بي‌رنگي‌ها، ‌رنگي دلنشين مي‌پاشد.

بر اين وصف مي‌توان گفت که انتقاد نقش عمده‌اي در روابط اجتماعي ايفا مي‌كند از نقدها مي‌توان براي ايجاد تحرک در اشخاص و نفوذ در شخصيت آنان بمنظور اصلاح، آموزش، بيان نيازها و خواسته‌ها و يا محرکي براي پيشرفت استفاده نمود.

فرهنگ نقد به نوبه خود عامل بيداري و جرقه آگاه سازي جامعه بوده و با برخورداري از چنين ساز وکاري، عناصر مختلف اجتماعي شامل اقتصاد، سياست، صنعت، قوانين و... بازتوليدي سازنده و جهشي و پويشي تکامل‌گرا خواهند داشت. همچنين نقد موجد انديشه نوزايي در اندام واره‌هاي مختلف اجتماع شده و تحقق جامعه‌اي مردم سالار و تعقل‌گرا را که در آن نهادهاي مختلف مدني نظير مطبوعات، احزاب، تشکل‌هاي مختلف مردمي، ngoها (سمن‌ها) و اتحاديه‌ها کارکرد طبيعي و تاثيرگذار خود را داشته باشند ميسر خواهد ساخت.

از سوي ديگر فرهنگ نقد با ايجاد روحيه خودباوري و اعتماد به نفس در نهاد جامعه، به رشد و بالندگي مادي و معنوي جامعه کمک نموده و زمينه‌هاي جمود فکري، دگماتيزم، استبداد و اتوريته را نزد لايه‌هاي مختلف اجتماع از بين خواهد برد.

همچنين نقد و نقادي اسباب نهادينه‌سازي خردورزي، علم باوري، کلان‌انديشي مصالح ملي، نوگرايي سياسي، همبستگي ملي و خودسازي جامعه را فراهم نموده و من‌حيث‌المجموع زمينه‌هاي رشد عقلاني همه‌جانبه اجتماع را سبب خواهد شد.

***منطق نقد اخلاق است و انصاف و محبت***

 مدیریت وبلاگ و نشریه صبح


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 0:35  توسط صبح   | 

۲۰ فروردین سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی گرامی باد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 19:12  توسط صبح   |